۱۳۸۷ اسفند ۵, دوشنبه

م بده!

ما زياران چشم ياري داشتيم
كاش يك كم جربزه مي داشتيم
او كه دل را پشت هم گاي.يده بود
ما فقط بر ك.ون او مي ذاشتيم

۸ نظر:

  1. سلام......
    ما تو را دلدار خود مي پنداشتيم
    اي دريغا..التي بر کو.ن خود مي ذاشتيم
    درد این نامردمان مرد رو ..هم بستریست
    کاشکی خنجری بر فرج خود می کاشتیم

    این رو جهان ملک خاتون(شاخ نبات) گفت تا بنویسم و برسد به دست حافظ متجدد
    حسام الدین اوستا

    پاسخحذف
  2. پس تا اینجای کار مساویی کردین.

    پاسخحذف
  3. مممممممممممم
    ابزارات ديگه اي هم ميخواد به غير از جربزه
    ديدي؟ م دادم.
    بر بچز كجان؟ چه سوت و كوره. همه رفتن شوهر داري؟
    خانوم مدير كجايي؟ تو كه نباشي كي واسه اين وبلاگ مديريت كنه؟ كي بنويسه با مزه؟ كي اگه نباشه خوار ما رو نوازش كنه خشك خشك؟

    پاسخحذف
  4. امان از کسانی که دل را به فاک میدهند...
    خوشحال میشم به ما هم سری بزنید...
    مریمی،افیون،باهار نارنج،شهرزاد و زن سان...
    بیایید که منتظریم...

    پاسخحذف
  5. سلام......
    ابجی خانم نظر قبلی نرسید یا رسید و بدلایلی حذفش کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخحذف